طب گیاهی سنتی ایران

پرسشهاپاسخها         مزاجسنج

 

توجه:سایت جدید حکیم عباس با تصاویر بیماری ها و...راه اندازی شد

 

Tele: 09122363527            hakimabbas101@yahoo.com

مزاج

مقدمه

قدما معتقدند که در آفرینش اجسام عنصری خالص یافت نمی شود و تمام موجودات، اشیاء و آنچه دیده می شود مخلوط یا ممزوجی از عناصر به نسبتهای مختلف است، خواص خواص مختلفی که در اجسام دیده می شود به علت همین اختلاف ترکیبی آنها است، تغییر شکل، اندازه، حجم، وزن، قدو همه اختلافاتی که در عالم آفرینش دیده می شود مربوط به اختلاف یا کم و زیادی عناصر سازنده آنها است این اختلاف ساختمانی از نظر علمی مورد بحث همه محافل جهان است. اختلافات بالا از زندگی ذره ای حیات سر چسمه می گیرد که همه مربوط به اسید دزوکسی ریبونوکلئیک RIBONUOCLIQUE DESOXY یا A.D.N و دزوکسس ریبونو کلئیک DESOXY RIBONUOCLIQUE یا A.D.N می باشد.

 پس می توان مزاج را چنین تعریف کرد که:

مزاج عبارت است از حالتی که در اثر واکنش متقابل اجزای ریز مواد به وجود می آید در این واکنش تقابل، قسمت زیادی از یک یا چند ماده با بخش زیادی از ماده با مواد متخالف باهم می آمیزند ( بر هم تاءثیر می کنند ) و از آمیزش یا تاءثیر، کیفیت متشابهی حاصل می شود ( بنام مزاج ) لذا می توان چنین گفت که مزاج حالت فعاایت کل بدن یا اجزای بدن است.

باید دانست که هر فردی دارای مزاجی است مربوط به خود که با مزاجهای دیگر افراد متفاوت است و مزاج هر کس مخصوص به خود اوست دانشمندان طب گیاهی معتقدند:

همانطوریکه افراد بشر از حیث شکل، اندام، قد، وزن، و بالاخره صورت ظاهری تفاوت دارند از حیث حالت وضیت بدنی نیز مختلف اند. واین اختلاف به علت موادی است که بدن آنها را می سازند، ورود روزانه اجزاء و مواد مختلف به بدن باعث به وجود آمدن مزاج می شود لذا مزاج ممزوجی از ترکیبی از ترکیبات است:

حالت و وضع بدنی هر فرد را مزاج گویند.

برای اینکه معنی کاملی از مزاج در ذهن روشن شود باید دانست که هر کسی استعداد پذیرش بعضی از بیماریها را دارد و در مقابل بعضی مقاوم است. با علم به این کیفیت، مزاج عبارت است از طرز واکنش شخصی در مقابل عوامل مرضی، در طرز واکنش اشخاص، بعضی واکنشها ثابت است و بیشتر مشاهده می شود و برخی واکنشها متغیر است از این واکنشها مزاج فرد را می توان شناخت.

برای تعریف مزاج، بیشتر عمل فیزیولوژی را مورد نظر قرار می دهند، زیرا وضع دینامیک یعنی طرز عمل احشاء و اعضاء در تغییر مزاج موثر است با وجود اینکه اعمال حیاتی را نمی توان از هم جدا دانست و اگر عضوی نسبت به سایر اعضاء بیشتر کار کند و یا عملی در دستگاه بدن انسان از سایر اعمال بیشتر انجام پذیرد آن عضو از تشریحی و آن عمل از نظر فیزیولوژی، می تواند معرف نوع مزاج شمرده شود، در میان اعمالی که حیات انسان به آنها متکی است، اعمال شیمیائی بیشتر از اعمال فیریکی مورد اهمیت است بنابر این مزاجها روی اعمال شیمیائی بدن از هم متمایز می گردند اعمال شیمیائی بر چهار گونه است که متابولیسم بدن را تشگیل می دهند.

اول آنابولیسم، یعنی اعمالی که توسط آن مواد غذائی به انسان زنده تبدیل می گردد.

دوم و سوم کاتابولیسم یعنی اعمالی که توسط آل انساج زنده تولید نیرو می کنند، عمل کاتابولیسم مربوط به اعضای تنفس است که عمل تهویه به بدن به آن مربوط می باشد. کبد که تهیه مواد قندی و دفع مواد سمی را به عهده دارد در عمل کاتابولیسم شرکت می نماید.

چهارم عمل دفع مواد مضره و خروج آنها از بدن است.

تفوق یکی از این اعمال چهارگانه که از راه وراثت در بدن انسان ثابت شده باشد، انسان را دارای صفات و واکنشهای ثابتی می نماید که آن را سرشت می نامند.

مزاج عبارتست از وضع فیزیولوژی فعلی و طرط واکنش آن که قابل تغییر نیز می باشد به این جهت فقط با علائم فیزیولوژی که آن هم قابل تغییر است شناخت می شود لذا برای شناخت ارزش هر کس و معرفت به احوال و اوضاع او، باید قبلاً شکل خارجی او که حاکی از سرشت و ساختمان اوست در نظر گرفته شود مثل قد، اندام شکل، سر و گردن، چاقی و لاغری، سپس مزاج او که به وضع کنونی دلالت دارد مورد توجه قرار گیرد.و برای اینکار علاوه بر علائم ظاهری بایستی از تجزیه خون – ادرار و رادیوگرافی و غیره نیز استمداد طلبید.

تغییرات مزاج در طب با رژیم غذائی، بهداشت، کار و مسکن، آب و هوا متوافق است لذا با رعایت آنها انحراف مزاج از سلامت به سوی بیماری را می توان پیشگیری نمود.

مزاج ممکن است گرم، سرد، خشک، و رطوبتی باشد که گرمی را به علت وجود انرژی و سردی را به علت تفرق و ضعف و رطوبت را به علت جمع شدن مایعات در سلولهای بدن و خشکی را بیانگر حالاتی از ماده می دانند.

می دانیم که فعل و انفعالات شیمیائی بدن تحت نظز مستقیم سلسله اعصاب نباتی و غدد مترشحه داخلی انجام می گیرد، هر اختلاف و نارسائی که در بدن پیدا می شود مربوط به کم یا زیاد کار کردن این دو دستگاه می باشد.

ارمونهای متعددی که این دستگاهها ترشع می کنند بدن را به کار مربوطه وادار می سازند پس بروز هر عمل حیاتی تواءم با یک سلسه فعل و انفعال شیمیائی است وتقریباً کلیه فعل و انفعالات شیمیائی در داخل بدن ایجاد حرارت می کند. هر قدر فعل و انفعالات شیمیائی بدن سریع تر انجام شود حرارت ایجاد شده زیاد است و اندازه گیری این انرژی ایجاد شده به وسیله متابولیسم بازال انجام می گیرد که متابولیسم بازال مربوط به کار غده تیروئید است حال اگر صاحب مزاج دارای متابولیسم بازال بالاتر از طبیعی باشد آن را گرم مزاج و اگر فردی دارای متابولیسم بازال پائین باشد سرد مزاج و حد واسط باشد آن را مزاج معتدل گویند. هر دارو یا غذا و نیز هر واکنشی که باعث بالا رفتن کار غده تیروئید باشد آن را گرم و اگر باعث پائین آمدن کار غده تیروئید باشد آن را سرد گویند. مزاجی را رطوبتی نامند که، مقدار زیادی آب در سلولهای بدن آن فرد جمع شده باشد و به اصطلاح رطوبت بر مزاج غلبه کرده باشد.

اگر مقدار مواد کانی و املاح در مزاجی زیادتر از معمول جمع شده باشد آن را مزاج خشک گویند. پیدایش مزاجهای مختلف در حقیقت عبارت است از عکس العمل بدن نسبت به عوامل خارجی، این جمله (عکس العمل بدن نسبت به عوامل خارجی ) همان مبحث بزرگ، حساسیت مصونیت، آنافیلاکسی و آلرژی و غیره است دانشمندان قدیم معتقدند که، هر کس به واسطه حالت و وضع بدنی خود یعنی مزاجی که در اختیار دارد، آماده پذیرش یا دفع بیماری مخصوص به خود می باشد و برای معالجه آن فرد لازم است که (( مزاج او شناخته شود )) شناخت مزاجها روی هم رفته به قرار زیر است:

1- مزاج گرم، مزاج سرد،مزاج تر، مزاج خشک، که این چهار مزاج را مزاجهای ساده و منفرد گویند.

2- مزاجهای ساده و مرکب، که عبارتند از مزاج گرم و تر گرم و خشک، سرد و تر و مزاج سرد و خشک.

3 - مزاج دموی یا ( ریوی ) یا مزاج صفراوی یا ( کبدی ) مزاج بلغمی یا ( هاضمه ای ) مزاج سوداوی یا ( عصبی ) این چهار مزاج را مزاجهای مادی گویند و یک مزاج معتدل نیز شناخته شده است که با این توصیف جمعاً 13 مزاج وجود دارد.

مزاجهای مادی مانند مزاجهای ساده، مرکب هم می باشند از این رو مزاج  بلغمی خونی و مزاج صفراوی عصبی خود به دو قسمت تقسیم می شود، عصبی ضعیف و عصبی قوی. نیز گفته اند.

 

توجه:سایت جدید حکیم عباس با تصاویر بیماری ها و...راه اندازی شد

 

علائم مزاج صفراوی

صفرا = آتش = گرم و خشک = مزه صبحگاهی دهان = تلخ = شخصی که مزاجش صفراوی باشد علائمی مثل گرمی و خشکی زبری پوست دست، تشنگی و اتش زیاد، زردی رنگ چهره یا زیتونی داشته و خون اینگونه افراد دارای املاح صفراوی است، نسوج بدن آنها آغشته از ترشحات کبدی است و دارای نسوجی سفت و سخت و عموماً لاغر و رشته های عضلانی آنها واضح و پیدا است استخوانهای بدنشان برجسته و خطوط چهره شان نمودار است، کم اشتهایی ترش کردن معده و سردرد و شقیقه درد سیاهی رفتن چشم سرگیجه گرمی بدن دیدن خوابهای هولناک و خوابشان کوتاه و همراه با آشفتگی است پوست پوست شدن و شوره سرو لکهای پوستی و بیماری (مولیسک) مثل قطعی ریختن موی سر و صورت عصبانی و جدال و پرخاشگری زیادی تنفس و نبض آنها سریع، حرکات آنها سریع و تند و عجول در کارها وحسود و خشمگین در امور می باشند.

عزیزان می توانید از(طب سنتي,طب مکمل,زيبايي پوست,حجامت,زالو درماني, درمان بيماري ها, گیاهان دارویی,مکمل,داروهای گیاهی,نسخه های گیاهی سنتی) بهرمند شوید


علائم مزاج صفراوی

علائم مزاج بلغم (لنفاوی)

علائم مزاج پرخون(دمودی)

علائم مزاج سوداوی (عصبی)

علائم مزاج سوداوی (قوی)

 

توجه:سایت جدید حکیم عباس با تصاویر بیماری ها و...راه اندازی شد

 

ایمنی و آلرژی

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

واکنش ایمنی و الرژی

آنتى ژنها

آنتی کروها

حساسیت و آلرژی

ورم ملتحمه بهاره

تب یونجه آتو پیک






واکنش ایمنی

سیستم رتیکولو آندوتلیال و لوکوسیتهای خون ( گلبولهای سفید ) اعظم مقاومت طبیعی بدن را در مقابل عفونت و مسمومیت ها تاءمین می نمایند بعضی از پروتئین های بدن می توانند مانع حساسیت یا آلرژی شوند و در بدن بطور طبیعی وجود دارند این مقاومت طبیعی را که در مقابل سموم و عفونت ها و جود دارند ایمنی طبیعی گویند.

بعد از تولد به علت وجود این پروتئین ها بعضی از میکروبها نمی توانند به بدن حمله کنند، ماده ای به نام پروپردین properdine از پلاسما جدا کرده اند که تقریباً دو برابر وزن ملکولی گاماگلوبولین میباشد از بین بردن این ماده به وسیله اشعه حساسیت بدن را در مقابل بعضی از بیماریها زیاد می کند یعنی مقاومت بدن کم می شود. گرچه پروپردین تنها عاملی است که به عنوان عامل ایجاد کننده ایمنی طبیعی شناخته شده است، مع هذا امکان دارد که علاوه بر گاماگلوبولین های طبیعی پلاسما، موارد مشابهی وجود داشته باشد که بتواند این ایمنی را تاءمین نماید. پدیده ایمنی طبیعی کم کم در مقابل تهاجم میکروبها در بدن به وجود می آید و بعداً بدن در مقابل همان میکروب مقاومت از خود نشان می دهد عامل مهمی که باعث پیدا شدن مقاومت بدن می شود آنتی ژن و ماده مخصوصی که بر ضد آن مهاجم در بدن تشکیل می شود، آنتی کور گویند واکنشی که بدن در مقابل آنتی ژن و آنتی کور به وجود می آورد واکنش ایمنی گویند.

آنتی ژنها

عوامل موهاجمی که بدن را دستخوش بیماریها قرار می دهند اغلب ترکیب پروتئینی دارند، عموماً سموم ترشح شده از میکروبها و ویروسها و نیز خود میکروبها و ویروسها از جنس پروتئین ها می باشند و اصولاً پروتئین بکار رفته در آنها دارای وزن ملکولی زیاد است باید دانست که موادی مانند چربی ها و قندها که وزن ملکولی زیاد دارند تاکنون توانسته اند واکنش ایمنی در بدن به وجود آورند یعنی می توانند خاصیت آنتی ژن داشته باشند اما با قدرت کمتر.

پروتئینهای خود بدن قادر به ساختن آنتی ژن نیستند اما اگر از شخصی به شخص دیگر وارد شدند، این خاصیت را پیدا میکنند مثل تزریق خون ناسازگار یا مثلاً در پیوند نسجی از یک فرد به فرد دیگر ممکن است حساسیت نشان داده شود و پیوند نگیرد، اما در دو قلوها که خونشان یکی است این عمل انجام پذیر است.

آنتی کورها

موادی که برعلیه سم وارد شده میکروبها ویا مواد وارد شده دیگر در بدن بوجود می آید آنتی کور نامیده می شود.

آنتی کور اغلب از ملکولهای گاماگلوبولین می باشند و بعضی از آنها از نوع الفا یا بتا گلوبولین هستند اما از نظر نیرو مثل یکدیگرند، واکنش آنتی کوری بدن بیشتر در مقابل همان آنتی ژن اختصاصی است یعنی هر آنتی ژنی که آنتی کور به وجود آورد، آن آنتی کور ضد همان آنتی ژن رقیب خود می باشد برای آنتی ژنهای دیگر نمی تواند عرض اندام کند.

آنتی کور می تواند در هر قسمت از سیستم بافت رتیکولوآندوتلیال ( بافت هم بند ) به ویژه در گره های لنفی مغز استخوان و حتی در بافت لنفی، دیواره دستگاه گوارشی و معده و روده ها ساخته شود، محلی که آنتی کور ساخته می شود با محلی که آنتی ژن یا عامل بیماری زا وارد شده اشت ارتباط نسبی دارد، مثلاً اگر آنتی ژن در پوست واری شد، آنتی کور در گره های لنفی می باشد که آن را (پشک ) نامند این موضوع در امر معالجه و پاکسازی بدن خیلی مؤثر است زیرا: هر عضوی که بیمار شده است بایستی داروی ضد درد همان عضو به کاربرند، برای اینکه بیماری در محل برخورد آنتی ژن به عضو به وجود می آید لذا می توان گفت که داروها عامل کمک دهنده به سلولهای سازنده آنتی کور می باشند.

تعداد آنتی کورهای به وجود آمده به چه چیز بستگی دارد؟

بدن یک فرد می تواند در هر آن مقدار زیادی آنتی کور بسازد و به آنتی ژنهای وارد شده جواب مثبت دهد این در صورتی است که تعداد آنتی ژنهای وارد شده یکسان باشّند، اما اگر یکی از این آنتی ژنها قویتر باشد پاسخ آنتی کورها فقط به همان نوع قویتر است.

از این مسئله باز نتیجه گرفته می شود که: عوامل بیماری زا آنکه قدرت بیشتری دارد خود را نشان می دهد مثلاً در موقع خوردن غذاهای متعدد، یا داروهای متنوع آنکه قدرت اثرش بیشتر باشد خود را نشان می دهد تغییراتی را که بدن آدمی در مقابل بعضی از عوامل نشان می دهد اصطلاحاً آلرژی و حساسیت می نامند که این تغییرات در افراد متفاوت است یعنی همه موادی که باعث آلرژی می شوند نزد افراد یکسان نیست از این جهت آثار حاصله برای افراد برابر و مثل هم نیست لذا مشاهده می شود که هر کس در مقابل چیز بخصوصی حساس است.

مکانیسم پیدایش حساسیت یا آلرژی را چنین بیان می کنند که: بر خورد آنتی ژن یا حساس کننده نه اولیه با آنتی کور یا ضد سمی که قبلاً در بدن وجود داشته و به سلولها چسبیده است، باعث پیدایش آلرژی خواهد شد و همین بر خورد آنتی کور باعث ورم و فساد سلولها خواهد شد که نتیجتاً سلول پاره شده ماده سمی در خون می ریزد، این ماده سمی باعث عوارضی خواهد شد که بر حسب مزاجها و انسانها عکس العمل متفاوتی به وجود می آورد.

مواد سمی که بوسیله سلولهای آزرده در خلال واکنش آلرژیک بوجود می آید چیست؟

مواد متعدد و مختلفی که در دنباله واکنش آلرژیک به وجود می آید از سلولها خارج شده و این مواد شامل هیستامین و مواد شبیه به هیستامین، استیل کولین، آوتوزین، لیتزوسیتین، هپارین، لکوتاکسین و حداقل یک آنزیم پروتئولیتیک می باشد.

مسلم است که مقداری از این مواد به هر نقطه ای از بدن (به وسیله جریان خون ) برسد، ضایعه ای ایجاد خواهد کرد، بنابراین ضایعه آلرژیک می تواند در نقاط دیگر غیراز کانون واکنش بین آنتی ژن و آنتی کور حالت غیر طبیعی به وجود آورد.

بیشتر رنجها و دردها پراکنده بدن ممکن است دارای یک مبداء باشد که ار آنجا به جای دیگر سرایت کرده است و با معالجه آن عضو سایر اعضاء بهبودی خواهند یافت لذا خاطرنشان می سازد که در صفحات آینده بحث زیادی در این باره می شود که مثلاً سردرد با علت معده ای یا سردرد به علت رحمی یا پادرد به علت ورم روده و غیره اینها همه پایه و اساس علمی دارد و بایستی مورد توجه قرار گیرد.

حساسیت افراد نسبت به آلرژی ها

بعضی از افراد ممکن است به چند ماده شیمیائی حساسیت از خود نشان دهند و زمینه مساعدی برای ابتلاء به بیماری های مختلف داشته باشند.

آلرژن ها چند نوع می باشند از جمله:

آلرژن هائی از راه تنفس وارد می شوند مثل پولن گیاهان، قارچ ها، گرد و غبار بلا منشاء گیاهی، ذرات پوست و پشم، بخار های مختلف، داروی آرایشی، عطرها و بوهای تند.

آلرژن ها یا حساسیت دهنده های خوراکی

بیشتر غذاها ممکن است باعث حساسیت شوند، لاکن گندم، شیر، ماهی، آجیلها، شکلات، گوشت و توت فرنگی و غیره بیماری زاترند.

حساسیت دهنده های داروئی

همه داروها می تواند حساسیت ایجاد کنند، اما ترکیبات آسپرین و مسکن ها و سولفامیده شایع ترند.

آلرژی از عوامل عفونت زا

مثل باکتریها، انگلها، قارچها، و انواع ویروسها و انواع باسیلها و غیره که نوع حساسیت نسجی ایجاد می کنند. مثل توتوبرکولهای سلی گومهای سیفلیسی و سایر گرانولوم ها.

آلرژن های فیزیکی

مثل گرما، سرما، نور وسایر اشعه ها، فشارو غیره.

آلرژن های تماسی

این دسته از مواد حساسیت دهنده بر روی پوست و مخاط اثر کرده و سبب بروز درماتیت یا ورم می گردد. متداول ترین حساسیت دهنده های پوستی یا تماسی عبارتند از گلها، مواد رنگی، لاستیک، فلزات مواد حشره کش، پوست حیوانات مختلف، چرم، جواهرات، مواد آرایشی، بسیاری از مواد صنعتی، شیمیائیف سیمان وبرای خانمها بخصو ص پودر رخشوئی و مواد پاک کننده مثل مایعات ظرفشوئی و عیره.

ورم ملتحمه بهاره

یک نوع آلرژی فصلی است که درای عامل آلرژن یا حساسیت دهنده ای مقاوم می باشد که بیمار را سالها مبتلا به خارش و ورم، قرمزی و سوزش می نماید که پولن های گیاهی، اسپور قارچها گرد و غبار گوناگون، پر، کرک حیوانات و یا غذاها می توانند عامل این بیماری باشند.

کهیر ( خیز عصبی عروقی )

کهیر عبارت است از لکه های آلرژی موضعی که در لابلای جلد ( پوست ) به وجود می آید، در خیز عروقی بثورات مشابه کهیر است اما وسعت ناحیه خیز بیشتر است و بثورات عمقی تر قرار می گیرند در هر صورت باید دانست که بین این دو فرق مهمی وجود ندارد و این دو کیفیت را نمی توان از هم جدا به حساب آورد، علت بیشترین این بیماری ها همانا غذاها هستند.

مهمترین عامل کهیر حاد را ممکن است خوردن میوه جات و سبزیجات فصلی دانست، آجیلها نیز می توانند عامل بیدار کننده ای باشند، در گهیر مزمن بیشترین عامل را می توان تخم مرغ، گندم، گوشت، پیاز، داروها مثل آسپرین، پنیسنلین، داروهای خواب آور، فیناستین پرومورهاف گزش حشرات، تزریق سرمهای حیوانی، هورمونها یا هر چیزی که دارای مواد فوق باشد باید دانست که به محض ورود به بدن حساس، کهیر ظاهر می نمایند.

درمان کهیر

کهیرهای حاد را با دادن ضد حساسیت ها می توان خاموش کرد، پرهیز غذائی خیلی لازم است زیرا ممکن است عامل بیماری زائی در غذاها باشد دادن مسهل خیلی مفید است 20 تا 30 گرم سولفات دومنیزی صبح ناشتا، گیاه درمانی به پاکسازی خلط غالب اهمیت می دهد زیرا معتقد است که بیشتر بیماریها از زریق گوارش است.

رینیت آلرژیک ( یا تب یونجه آتو پیک یا رینیت آلرژیک دائمی )

این بیماری نوعی آماس مخاطی است و علائمی چون عطسه فراوان، آبریزش از بینی احتقان بینی که معمولاً با ورم پلک چشم و حلق  همراه است، این عارضه گاهی در فصول معینی از سال پیدا شده و زمانی دائمی می باشد.

تب یونجه ( یا بیماری پولن )

تب یونجه که نوع فصلی رینیت آبرژی می باشد معمولاً در اثر پولنها یا قارچهائی که به وسیله باد در فضا پراکنده می شود به وجود می آید، نوع بهاره این مرض حساسیتی است که در مقابل پولن گیاهی به وجود می آید که این گیاهان حساسیت دهنده عبارتند از: درخت بلوط نارون، افرا، درخت گل و غیره.

نوع تابستانی این مرض بیشتر حساسیت در مقابل پولن علفها، نظیر زنگ گندم و ذرت و برخی کفکها یا اسپورقارچها و غیره است.

نوع پائیزه آن بیشتر در پائیز شدت کرده و مربوط به گیاهانی که برگزیی دارند می باشد.

درمان:

دادن داروهای ضد حساسیت،

 دادن کورتکوستروئیدها بکار بردن ضدهیستامین، تجویز داروهای مقلد سمپاتیک از طریف خوراکی که باعث انقباض عروق و باز شدن مجاری بینی می شود مثل پروپانولامین یا فنیل افرین در بعضی از موارد اترپین می تواند ترشحانت بینی را کم نماید درمان گیاهی این بیماری به زودی در مبحث زکام خواهد آمد.

 

توجه:سایت جدید حکیم عباس با تصاویر بیماری ها و...راه اندازی شد

 

بیماری چیست

HTML clipboard

تعریف

هر عاملی که بتواند نظم داخلی بدن را برهم بزند یا تند کند یا بی حرکت نماید می تواند عامل بیماری زا باشد، این عوامل می توانند: غذا، دارو، ضربه، میکروب، باکتری، سرما، گرما، غم و اندوه .... باشند.

دخالت یک یا چندتای این عوامل تغییراتی در مایعات داخلی سلول، مایع خارجی سلول و خود سلول به وجود می آورند که واکنش بدن در مقابل امور تهاجمی، موجب پیدایش مرض خواهد شد و هر بیماری علائمی مخصوص به خود داشته که عامل بیماری زا در آن مؤثر است مثلاً کم شدن مایعات بدن خشکی و ضعف عمومی و زیاد شدن مایعات بدن تری و پرآبی و سنگینی وزن را به وجود می آورد، این عدم تعادل باعث پیدایش مرضی خواهد شد که بستگی به عامل به وجود آورنده خود دارد باز برای مثال : 60 درصد ازوزن بدن را مایعاتی تشکیل می دهند که این مایعات داخل و خارج سلولهای بدن را پرکرده اند و در همین مایعات است که مواد غذائی مورد نیاز سلولهای بدن وجود دارد باز کم یا زیادی این مواد غذائی خود می تواند موجب بیماری و رنج و الم گردد.

مایعات خارج سلولی در سراسر بدن دائما در حال حرکت و اختلاط است، مایع خارج سلولی را محیط داخلی نیز گویند تا مادامی که اکسیژن، گلوکز، الکترولیت ها، اسید های آمینه، چربیها، ویتامینها و مواد لازم در دسترس سلولها به اندازه کافی قرار گیرد، آنها قادر به ادامه حیات می باشند کم و زیاد شدن یکی از این مواد خوراکی حیات بخش، بدن را به سمت نامنظمی و بیماری می کشد، مایعات داخل سلول شامل املاح، ویتامینها و مواد غذائی لازم زندگی یاخته ای است که اگر اختلالی در این مایعات به وجود آید زندگی سلولی را مختل می نماید.

تعادل محیط داخلی بدن

اصولا دستگاههای مختلف و یاختهای بدن طوری انجام و ظیفه می نمایند که به حفظ وضعیت ثابت محیط داخلی بدن کمک می کنند، مثلا ریه ها اکسیژن لازم را از خارج گرفته به گابولهای قرمز می دهند، گلوبولهای قرمز اکسیژن گرفته شده را به بافت ها و از بافتها مواد زائد را گرفته به ریه ها می آورند.

کلیه ها غلظت الکترولیت ها را ثابت نگه می دارند، دستگاه گوارش غذا را از لوله گوارشی جذب کرده و به خون می دهد قلب خون را به تمام نقاط بدن میرساند و سلسله اعصاب ارتباط موجود را با داخل و خارج از بدن بر قرار می سازد.

حال اگر اختلالی در یکی از وظایف اعضاء فوق به وجود آید موجب رنج، درد، الم و ضعف و ناتوانی و عدم کارآئی بدن می گردد، بر قراری نظم مجدد به این دستگاهها، به وسیله غذاها داروها و لستراحت و رعایت بهداشت بدن، انجام می پذیرد.

موقعی که تمام دستگاههای بدن تحت شرایط خاص و سلامتی کامل به سربرند تعادل بدن بر قرار است و می توان گفت که مزاج و طبع آدمی سالم است، عدم تعادل محیط داخلی طبع آدمی را به سوی بیماری می کشد که ظهور علائم حاصله باعث پیدایش مزاجهای مختلف است.

 

توجه:سایت جدید حکیم عباس با تصاویر بیماری ها و...راه اندازی شد

 

علائم عمومی بیماریها

HTML clipboard

تب

درجه حرارت طبیعی بدن حدود 37 درجه سانتی گراد است از راه دهان ( زیر زبان ) بین 2/37 تا 9/35 و از راه رکتوم یا مهبل حدود نیم درجه بیشتر از جای دیگر است اما زیر بغل اندکی کمتر از این است، شب ها درجه حرارت بیشتر از رزوها و درجه حرارت بیشتر افراد سالم هم با یکدیگر تفاوت دارد.

در اکثر موارد تب یک علامت بیماری عفونی است که با کمک سایر علائم و تستهای آزمایشگاهی پی به تشخیص برده می شود لیکن در بیشتر موارد علت تب نامشخص و دشوار می گردد، در این صورت باید با ثبت دقیق علائم بیماری، کمک از تشخیص آزمایشگاهی، پرتونگاری، دقت در سوابق بیمار آلوده از مسافرت برگشته یا مسافر، مصرف داروها و یا غذاهای بکار برده شده به وسیله بیمار و گاهی با اکتشافات عمل جراحی می توان پی به علت تب برد.

از حدود 40

از تب ها را به سختی می توان تشخیص داد که اینها بیشتر مربوط به عامل عفونی است 20

از تب ها مربوط به سرطانها و 15

مربوط به بافت هم بند و بقیه مربوط به علل مختلف است کمی از تب ها ( حدود پنج در صد ) هم تشیخص داده نمی شوند گاهی تب های خفیف ممکن است عامل رونی داشته باشد.

رده بندی تب ها

1- عفونت، مثل ویروسها، میکروبها، انگلها، قارچها، ریکت زیائی، اینها عموماً تب زا هستند ممکن است این تب ها بدون علائم موضعی مثل گند خون، یا علائم موضعی مثل گلودردها و غیره همراه باشد.

2- بیماریهای کلاژن – مثل لوپوس ارتیماتوز، پلی آرتریت گره ای، درماتومیوزیت، آرتریت روماتیسمی ( آرتریت روماتوئید ) و تب روماتیسمی.

3- بیماریهای سلسله اعصاب مرکزی : حوادث عروقی مغز، آسیب ها و جراحات مغزی، تومورهای مغز و نخاع، بیماریهای استحاله ای سلسله اعصاب مرکزی ( اسکلروزمولتیبل ) و جراحات و آسیب های نخاعی.

4- بیماریهای سرطانی : سرطان تیروئید، ریه، کبد، لوزالمعده، دستگاه ادراری تناسلی، وسرطانهای ثانوی.

5- بیماری خونی، لنفوم ها، لوسمی، میلوم مولتیبل، آنمی پرنیسوز، کم خونی همولیزی – بیماریهای خون ریزی دهنده مثل، هموفیلی.

6- بیماریهای قلب و عروق: انفار کتوس میوکارد، بیماریهای ترومبوآمبولیک، آندوکاردیتهای باکتریال، نارسائی احتباس قلب تاکیکاردی حمله ای.

7- بیماریهای گوارشی : التهاب روده، سیروز کبد، در مرحله نکروز و آسیت کبدی.

8- بیماریهای غدد مترشحه داخلی : پرکاری تیروئید، فئوکروموسیتوم.

9- بیماریهای ناشی از عوامل فیزیکی : گرمازدگی، ضربه ها، اعمال جراحی، بیماریهای اشعه ای.

10- بیماریهای ناشی از عوامل شیمیائی : واکنش داروئی، واکنشهای ناسازگلری، مسمومیت ها، بیماری صرع.

11- اختلال در تعال مایعات بدن مثل کم آبی، اسیدوز

12- علل متفرقه – سارکوئیدوز آمیلیوز

13- تب روانی

14- تب کاذب

15- علل مجهول 

 

توجه:سایت جدید حکیم عباس با تصاویر بیماری ها و...راه اندازی شد